• AR
  • EN

پایــگاه خبــری

  • فهرست اخبار
  • آموزشی
  • پژوهشی
  • دانشجویی و فرهنگی
  • اداری
  • دستاوردها
  • نشست‌ها
  • انتصاب‌ها
  • خبرنامه‌ها
    > فهرست اخبار > دکتر ابراهیم خدایار: شاهنامه، سرزمین بی‌مرز است
تاریخ: 1404/2/27
ساعت: 9:3
بازدید: 327
شماره خبر: 25007

چاپ خبر
ارسال خبر

اخبار مرتبط

گالری

  • -

برچسب‌ها

    به اشتراک بگذارید

     
    دکتر ابراهیم خدایار: شاهنامه، سرزمین بی‌مرز است

    دکتر ابراهیم خدایار: شاهنامه، سرزمین بی‌مرز است

    خلاصه خبر:

    دکتر ابراهیم خدایار عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس در میزگرد میراث ادب پارسی در گستره فرهنگی ایران که به مناسبت بزرگداشت حکیم فردوسی برگزار شد، شاهنامه را سرزمین بی‌مرز و وطنی نامیرا دانست.

    به مناسبت بزرگداشت حکیم فردوسی، خبرگزاری ایرنا در میزگردی با موضوع «فردوسی، شاهنامه و میراث او در گستره فرهنگی ایران»، میزبان محمود جعفری دهقی رئیس انجمن ایران شناسی و استاد دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ابراهیم خدایار دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس و پژوهشگر ادبیات فارسی در آسیای میانه و سیامک صدیقی دانش آموخته دکترای زبان ادبیات فارسی، استاد دانشگاه، نویسنده و منتقد ادبی، بود تا از فردوسی، شاهنامه و تأثیرات فرهنگی، نقش آن در نگهداری زبان پارسی و پیوندش با هویت ایرانی و جایگاهش در جهان امروز، سخن بگویند.
    دکتر ابراهیم خدایار، با اشاره به حضور حضرت فردوسی در ذهن، زبان و زندگی مردمان آسیای میانه، گفت: فردوسی خود می‌گوید «از ایرانشهر بناهای آباد گردد خراب/ ز باران، ز گردش آفتاب/ بنا کردم از نظم، کاخی بلند/ که از باد و باران نیابد گزند/ نمیرم از این پس که من زنده‌ام/ که تخم سخن را پراکنده‌ام» و اگر بخواهم شاهنامه بزرگ را در یک گزاره کوتاه خلاصه کنم، باید بگویم: شاهنامه، سرزمین بی‌مرز است. یکی از شاعران بزرگ آن منطقه، خانم گلرخسار صفی‌آوا، برداشتی زیبا از این کتاب دارد: شاهنامه، وطن نامیراست؛ وطنی که هر کس اگر برخی عناصر آن را در خود احیا کند، می‌تواند شهروند آن وطن شود.
    وی با اشاره به سخنان جعفری دهقی، اضافه کرد: نخستین عنصر گران‌مایه این وطن، خِرَد است: «فریدون فرخ فرشته نبود/ به مشک و به عنبر سرشته نبود/ به داد و دهش یافت آن نیکویی/ تو داد و دهش کن، فرشته تویی» این عناصر، بخشی از فرهنگ مشترک این گستره‌اند. جالب این‌که برخلاف برچسب‌های ناروایی که برخی به شاهنامه می‌زنند، این اثر هرگز به جانب‌داری از یک نژاد خاص نپرداخته، هرچند خود برخاسته از یک نژاد است. برای همین، حتی مخالفان آن نیز سرگذشت خود را در دفتر شاهنامه می‌یابند؛ از جمله ترکان آن منطقه که شاهنامه را گویی سرگذشت خود نیز می‌دانند. به همین دلیل است که شاهنامه از همان آغاز، در آن مناطق، هواخواهان بسیاری داشته است.
    دانشیار دانشگاه تربیت مدرس، علت این مسئله را بی‌مرز بودن شاهنامه دانست و اظهار داشت: جغرافیایی که شاهنامه ترسیم می‌کند، به‌ویژه در بخش اسطوره‌ای آن، دقیق و نقشه‌محور نیست؛ بلکه گویی اسطوره‌ای جهانی‌ست که فقط به ایران تعلق ندارد. به‌عنوان مثال، هنگامی که فریدون می‌خواهد جهان را میان فرزندانش تقسیم کند، می‌خوانیم: «نهفته چو بیرون کشید از نهان/ به سه بخش کرد آفریدون جهان/ یکی روم و خاور، دگر ترک و چین/ سوم دشت گردان و ایران زمین» در این تقسیم‌بندی، همه جهان در این سه اقلیم جای می‌گیرد. سلم، روم و سرزمین اسلاوها (سقلاب) را می‌گیرد؛ تور، توران‌زمین را؛ و ایرج، دل این سرزمین، ایران را.
    وی افزود: از این منظر، می‌توان گفت جهان در نگاه شاهنامه، جهانی‌ست که همه فرزندان فریدون، یعنی مردمان جهان، با هم برادرند. این نگاه، نکته‌ای بسیار مهم است: به‌جای آن‌که شاهنامه را تنها از دریچه نگاه منوچهر یا جنگ‌های ایران و توران و نبرد رستم و افراسیاب ببینیم، می‌توانیم کمی به عقب برگردیم و جهان را از نگاه خود فریدون و سه پسر او یعنی سه برادر هم‌خون ببینیم. بسیاری از پژوهشگران و شاعران آسیای میانه هم همین نگاه را داشته‌اند.
    مثلاً گلرخسار صفی‌آوا در شعر زیبایی به نام «ایران و توران» دقیقاً همین زاویه دید را دارد. او پا را از مرزهای ایرانشهری فراتر می‌گذارد و می‌گوید: بیایید جهان را از چشم فرزندان فریدون ببینیم. در آن‌جا، دیگر همه مردم منطقه ایران و توران هم‌دید هستند.
    خدایار افزود: وقتی چنین نگاهی حاکم باشد، صلح، آرامش و دیگرخواهی جای جنگ و خون‌خواهی را می‌گیرد. این چشم‌انداز، هم‌زمان با شکل‌گیری خود شاهنامه نیز در فضای فرهنگی آن منطقه بازتاب داشته است.

     

    خبر بعدی خبر قبلی

    ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

    © تمامی حقوق سایت برای دانشگاه تربیت مدرس محفوظ است.